الشيخ أبو الفتوح الرازي

126

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و ابو حنيفه و اصحابش گفتند : چون خلاف كند حانث شود و بر او كفّارت سوگند بود چون سوگند خورد كه قبيح نكند ( 1 ) و واجب نكند واجب آن باشد كه قبيح نكند و واجب به جاى آرد و بر او كفّاره نباشد ، و جملهء فقها گفتند : بر او كفّارت باشد سوگندى ( 2 ) كه بر ماضى خورد اگر بر نفى بود و اگر بر اثبات اگر عالم بود يا ساهى ( 3 ) اگر راست بود يا دروغ منعقد نشود بر او كفّارت نباشد و همچنين گفت [ 32 - ر ] مالك و ليث بن سعد ( 4 ) و ثورى و ابو حنيفه و اصحابش و احمد و اسحاق ، و مذهب شافعى آن است كه : اگر راست خورد سوگند بر او هيچ نيست و اگر دروغ بود و عالم باشد به آن كفّارت لازم آيد ، و اين مذهب اوزاعى است و عثمان البتّى و قول عطا و حكم است اگر سوگند خورد بر امرى مستقبل آنگه خلاف كند آن را كفّاره واجب شود بر او بلا خلاف و اگر فراموش كند بر او كفّارت نباشد ( 5 ) . و شافعى را در او دو قول است ، قوله : * ( [ فَكَفَّارَتُه ] ) * ( 6 ) * ( إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساكِينَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ ) * ، ضمير فى قوله : * ( فَكَفَّارَتُه ) * ، محتمل است كه راجع باشد الى احد ثلاثة اشياء يكى « ما » في قوله : * ( بِما ) * ( 7 ) * ( عَقَّدْتُمُ الأَيْمانَ ) * ، دوم : باللَّغو في قوله : * ( بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ ) * ، سه‌ام ( 8 ) راجع باشد با حنث كه كلام بر او دليل مىكند و قول اوّل درست است و آن قول حسن بصرى است و شعبي و ابو مالك ، و قوله : * ( إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساكِينَ ) * ، ذكر مردان كرد ، در مساكين و اگر چه باتّفاق اگر به زنان دهد مجزى باشد براى تغليب مذكّر بر مؤنّث ، گفت : كفّارت آنچه او بسته باشد از سوگند آن بود كه ده درويش را به عدد طعام دهد به قدر كفايت سيرى ايشان . و اصحاب ما آن را حدّى نهادند به دو مدّ يا يك مدّ به قدر طاقت و مكنت ، امّا هر يكى را اين قدر بدهد و امّا مثل اين طعام حاضر كند و آن دو رطل و ربعى باشد هر يكى را . اگر دو مدّ دهد ( 9 )

--> ( 1 ) . مج ، مت ، وز ، مر : كند . ( 2 ) . مج ، مت ، وز ، مر : سوگند . ( 3 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : ناسى . ( 4 ) . مج ، لت ، مر : ليث سعد ، مت : ليث و سعد . ( 5 ) . مج ، مت ، وز بر او . ( 6 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 7 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج و قرآن مجيد افزوده شد . ( 8 ) . آف : سيوم . ( 9 ) . مج ، مت ، وز ، لت : بدهد .